پایگاه خبری همتبار _ هفته دولت امسال، بیش از هر سال، فاصلهی عمیق میان سخن و عمل را به رخ کشیده است. در روزهایی که نام شهیدان رجایی و باهنر با خدمتِ بیمنت گره خورده، روابطعمومیها از زبان فرمانداران، شهرداران و مدیران سایر نهادها، انبوهی از پیامهای تکراری و کلیشهای را روانه رسانهها کردهاند. از کلنگزنی دهها پروژه و اعتبارات چندهمتی میگویند، از تحول در زیرساختها و عزمی که قرار است چهرهی منطقه را دگرگون کند. یکی از فرمانداران از صدها پروژه با ارقام نجومی سخن گفته، دیگری از افتتاح طرحهای عمرانی و معاون استاندار از هزار و ۷۰۸ پروژه که ۸۴ تای آنها فقط کلنگزنی خواهد شد.اما این آمارهای پرطمطراق، پس از پایان هفته دولت، جز گرد فراموشی بر تیرآهنهای رها شده، دستاوردی دیگر ندارد.این الگوی ملالآور کلنگزنی پرشور در هفته دولت و فراموشی پروژه تا سال بعد، به معضلی مزمن مدیریتی بدل شده است. پروژههایی که با وعدههای بزرگ آغاز میشوند،اما به دلیل نبود برنامهزمانبندی، کمبوداعتبارات پایدار و ضعف درپیگیری ماهها و سالها نیمهتمام رهامیشوند.درشوشترپروژهی مسقفسازی خیابان طالقانی،پس از تخریب سقفهای قدیمی، عملاً متوقف شده و تنها اسکلت فلزی زشتنمایی ازآن باقی مانده است.
همچنین ایستگاه راهآهن شوشتر که میتوانست نقطهی اتصال چندین شهرستان باشد، سالهاست تعطیل شده و با وجود پیگیریهای مکرر، خبری از حضور مسئولان ارشد کشوری برای گرهگشایی نیست.دراهواز اما اوضاع به مراتب تأسفبارتر است. پروژهی متروی اهواز که از سال ۱۳۸۵ آغاز شد و قرار بود ۲۳ کیلومتر خط اصلی با ۲۴ ایستگاه داشته باشد، پس از حدود دو دهه، هنوز به بهرهبرداری نرسیده و به نمادی از ناکارآمدی مدیریتی بدل شده است.همچنین پروژهی بهسازی خیابان نهجالبلاغه با وجود آغاز عملیات،همچنان باتیرهای برق درمیانهی خیابان دستبه
گریبان است؛تیرهایی که نه تنها چشمانداز شهری را تخریب کردهاند، بلکه خطرآفرین نیز هستند.در دزفول، پروژهی چهارخطهی دزفول-شوشتر که از سال ۱۳۹۹ آغاز شده، هنوز به سرانجام نرسیده و بخشهایی از آن همچنان در دست اجراست.آنچه بیش از همه جای تأمل دارد، بهانهتراشی برخی مدیران برای فرار از مسئولیت است؛ از شرایط جنگی و تحریم گرفته تا مشکلات بودجهای و اداری. گویا جنگ هرچند تمام شده، اما رکود پروژهها همچنان ادامه دارد.در حالی که در شرایط مشابه،برخی مدیران پای کار ماندند و خدمت را متوقف نکردند،عدهای دیگر پروژههای قابل انجام را به بهانههای مختلف روی زمین گذاشتند. فرمانداران، شهرداران و مدیران، پشت تریبون ازتحول زیرساختی و «عزم جهادی» میگویند، اما در عمل،همان پیامهای تکراری و کلیشهای سال گذشته رابا تاریخ جدید به خورد افکار عمومی میدهند؛گویی تکرارِ شعارهای هماهنگ، میتواند جایگزین پاسخگویی صریح به معضلاتِ ریشهدار شود.
هفته دولت، فرصتی برای بازخوانی عملکرد است؛ اما این بازخوانی زمانی معنا مییابد که با پاسخگویی صریح و برنامهای عملی برای اتمام پروژههای نیمهتمام همراه شود.مردم دلسرد از وعدههای تکراری، دیگر حوصلهی شنیدن آمارهای کلیشهای را ندارند؛ آنها میخواهند ببینند که پروژههای کلنگخورده، چه زمانی به بهرهبرداری میرسند.توسعه با کلنگزنیِ نمایشی محقق نمیشود؛توسعه با پاسخگویی، پیگیری و عملِ بدونِ منت به بار مینشیند.اگر این هفته را آغازی برای تغییر رویه از شعار به عمل بدانیم، آنگاه میتوان به آیندهای روشنتر برای این دیار امید بست.مردم خوزستان، لیاقت خدمتی فراتر از این حرفها را دارند.
🖋 عبدالحمید گلافشان
